افراد موفق با خود صادقند

مدتی در یک اداره با حدود 150 کارمند کار  می‌کردم و در بین آنها تعدادی از کارکنان و مدیران بودند که احساس موفقیت می‌کردند درحالی که این افراد شاخص های مورد ادعای خود را کسب نکرده بودند. کارکنان آن اداره در مکالمات و اظهارنظرهای روزمره یا بحث های جدی همکاران، شاخص هایی مثل «خدمتگزاری»، «اثربخشی»، «انجام وظایف» و برخی عبارت¬های ارزشی یا مذهبی دیگر را به عنوان شاخص های موفقیت خود بیان می‌کردند اما …

از یکی از دستیاران خواستم با پرسش از افراد، شاخص  های موفقیت را استخراج کند نتیجه قابل توّجه بود.

جمله ای که نتوانستیم به راحتی از کنار آن بگذریم: “آنها با خود صادقند هرچند با دیگران صادقانه سخن نمی گویند…”

پس از آن قرار شد یکی دیگر از دستیارانم تعدادی از شاخص¬های موفقیت آنان را استخراج کند، با این رویکرد که این افراد نقاط مثبت و شاخ‌های موفقیت خود را چه مواردی می‌دانند. جواب ها با شاخص هایی بیان شده توسط آنها، بسیار متفاوت بود. آنچه از مفهوم موفقیت از نگاه افراد به دست آمد شامل مباحث مختلفی بود ازجمله: 

+ استفاده حداکثری از منافع و امتیازات اداری

+ حقوق نسبتا ثابت و امکان پس انداز

+ توانایی مدیریت کار گروهی

+ افزایش اعتماد به نفس و کسب جایگاه در خانواده، … و اجتماع

+ جلب اعتماد مدیران بالاتر در زمینه انجام کارها

+ تجربه کار با افراد با موقعیت‌های مختلف

+ حضور در اجتماع و آشنا شدن با مسائل روز جامعه

+ آشنایی و دوستی با افراد فرهیخته که . . .

+ فرصت شرکت در کلاس ها و دوره‌های آموزشی

 ————————————————————————————–

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *