برای هم دکتر عمومی باشیم نه متخصص جراحی

هر کدام از ما یک کوله بار تجربه داریم از سالها همنشینی با جماعت پزشک… جالب آنکه برای هر درد (بدون در نظر گرفتن نوع و عمق درد) می رویم سراغ متخصص ترین پزشک در دسترس
یکی از دوستان برایم تعریف کرد که در اداره آنها یک پزشک عمومی مشغول به کار است که دو ساعت در روز به ویزیت کارکنان آن اداره می پردازد.
دوست من در این مدت یک بار برای‌ دردی که در ناحیه قفسه سینه داشت به دکتر مراجعه کرد و آن دکتر جوان بعد از معاینه و دستور انجام یک نوار قلب، تشخیص داد که مشکلی نیست و با کمی استراحت و البته داروی مسکن مشکل رفع می شود.
چند روز بعد برای مشکل گوشش به دکتر عمومی مراجعه کرد و پزشک عمومی مذکور با معاینه گوش، تشخیص داده بود که مشکل جدی نیست و تنها کمی خشکی مجرای گوش است و …
من به دوستم اعتراض کردم که چرا به یک دکتر متخصص مراجعه نکردی
جوابش جالب بود:
در واقع یک فلسفه جالب پشت ماجرا بود…
گفت به تجربه به این نکته رسیده که بسیاری از مسائل زندگی یک پدیده ساده است که نیازمند یک راه حل خاص و پیچیده نیست و بیماری ها هم از این قائده جدا نیست. بسیاری از مشکلات ما با علم عمومی پزشکی قابل حل است.
ماجرا زمانی جالب تر شد که دیدم این دوست عزیز وقتی طرف مشورت قرار می گیرد، راه حل های ساده و کاربردی خاص خودش دارد. به گفته او آدم ها برای رفع مشکلات روزمره یا عادی خود نیاز مند مشاوره های تخصصی یا متخصصان مشاور نیستند.
خیلی وقت ها ما یادمان می رود که می توانیم ساده و بدون گیج کردن دیگران، به آنها کمک‌کنیم ولی اغلب موارد وقتی طرف مشورت قرار می گیریم یا می بینیم که کسی به راهنمایی احتیاج دارد، فورا ژست آدمهای متخصص را به خود می گیریم و سعی می کنیم به آخرین علوم دانسته یا نادانسته ممکن جامعه شناسی و اقتصاد و مدیریت و… استناد کنیم تا یک خط مشورت بدهیم.
نتیجه اش می شود گیج شدن طرف مقابل یا از دست رفتن اعتماد به نفس او و در نهایت ناکارآمدی حرفهای ما
اما کافی است … در یک جمله مثل یک پزشک عمومی برای هم باشیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *