خداحافظ اي آخرين گامها
خداييترين حُسن فرجامها
خداحافظ ای چون پدر جاودان
خداحافظ ای ماه هفت آسمان
دو چشمت فرات است در دشت غم
که دیدی از این قوم بد دل ستم
کسی باورش نیست این بد دلی
که همرنگ شد با تب جاهلی
خداحافظ ای چون علی مردِ دین
علمدار حق، با مَلک همنشین
مروت، سحر خوشه چین تو باد
برو دست یزدان قرین تو باد
خداحافظ ای بوی پاکِ بهشت
سفر قسمتت بود در سرنوشت
