قاصد خاطره ها

شنیده ام که کاروان عاشورا در اربعین امام حسین (ع) به کربلا رسید. هیچ کس حال قاصد حسین را نمی داند، وقتی خواهری غریبانه در شبی تاریک با خاک برادر نجوا می کند

رسيد قاصدِ خسته كنار خاطره ها
كسي نديد بغض غريبش در آن شب يلدا

دوباره بويِ گل از خاك سرد مي‌آمد
شكسته بود گل سرخي ميان آن صحرا

تمام سينه‌اش اندوه رفتن داشت
غریب و بی نشانه تر از مادرش زهرا

كنار شاخه ی گل، دل شكسته از بيداد
نشست و گريه كرد به ياد فاصله‌ها

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *