افسوس که چشمان تو را خاک گرفته
ديوار دلت را غم ناپاك گرفته
افسوس نمي داني و از روي جهالت
پاي سخنت را خس و خاشاك گرفته
هرچند كلامت بهنظر مايه فخر است
افسوس دلت قصه غمناک گرفته
افسوس امیدی به خود و شمع نداریم
میخانه و مسجد همه را خاك گرفته
افسوس که چشمان تو را خاک گرفته
ديوار دلت را غم ناپاك گرفته
افسوس نمي داني و از روي جهالت
پاي سخنت را خس و خاشاك گرفته
هرچند كلامت بهنظر مايه فخر است
افسوس دلت قصه غمناک گرفته
افسوس امیدی به خود و شمع نداریم
میخانه و مسجد همه را خاك گرفته