باور نمي كني نفسم درد مي كند
هرشب دوباره تب سرد مي كند
باور نمي كني دلم رو به اخر است
اين سينه هم قدم کفر كافر است
باور نمي كني كه سفر رفته ارزو
اميد و خنده مرد، پس از مرگ ابرو
باور نمی کنی که صدایم شکسته است
این کوچه های خاطره قندیل بسته است
باور نمي كني نفسم درد مي كند
هرشب دوباره تب سرد مي كند
باور نمي كني دلم رو به اخر است
اين سينه هم قدم کفر كافر است
باور نمي كني كه سفر رفته ارزو
اميد و خنده مرد، پس از مرگ ابرو
باور نمی کنی که صدایم شکسته است
این کوچه های خاطره قندیل بسته است